آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۲۶۹
۰۹:۲۶

۱۴۰۵/۰۴/۲۷

ویژه نامه | شهدای غریب بی نشان از استان مرکزی

بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی، با انتشار ویژه نامه شهدای غریب بی نشان، سندی ماندگار از مظلومیت و استقامت فرزندان این دیار را رونمایی کرد. این شهدا که عمدتاً در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۶۷ و در مناطق عملیاتی دهلران، زبیدات، موسیان، شرهانی و فکه به فیض شهادت نائل آمده‌اند، نماد بارز «تعظیم در برابر استقامت» و پایداری در برابر شکنجه‌های رژیم بعث محسوب می‌شوند.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، در این ویژه‌نامه، گوشه‌ای از زندگی، مجاهدت و شهادت تعدادی از شهدای غریب بی‌نشان استان مرکزی را مرور می‌کنیم؛ شهدایی که هر یک داستانی از ایمان، صبر، مقاومت و مظلومیت را با خود به همراه دارند. بازخوانی زندگی این شهیدان، ادای دینی به ساحت بلند آنان و تلاشی برای زنده نگه داشتن نام و خاطره فرزندان قهرمان این دیار است؛ قهرمانانی که در سکوت غربت، ایستادگی کردند و با خون خود، برگ دیگری از تاریخ پرافتخار ایران اسلامی را رقم زدند.

ویژه نامه | شهدای غریب بی نشان از استان مرکزی

 

روایت جوانی که از مزرعه تا میدان نبرد مردانگی آموخت


روایت پسری که برای اطاعت از پدر، مدرسه را رها کرد و برای دفاع از وطن آسمانی شد


روایت ۲۱ سال انتظار؛ دامادی که از جبهه به خانه بازنگشت


روایت بازگشتی پس از سال‌ها؛ شهید سیدمجدالدین محمد سجادی از بازار اراک تا آسمان ایثار


روایت جوانی که با ندای امام راهی جبهه شد و بی‌نشان آسمانی ماند


روایت جوانی که کربلای مادر را با خون خود خرید


روایت جوان روستای ایجان که بی‌نشان آسمانی شد


در جست‌وجوی نشانی از یک قهرمان؛ روایت شهید مرتضی مرادی


۱۶ سال چشم‌انتظاری برای یک وداع


پرواز در حریم موسیان؛ روایتی از حماسه سرباز شهید


در جستجویِ نشان؛ مرور زندگی رزمنده‌ی مفقودالاثر


از سیان تا ملکوت؛ سربازی که مسیرِ سعادت را آگاهانه انتخاب کرد


از ملایر تا اراک؛ قصهِ‌ غلامی که به رضایِ دوست رسید


از خمین تا جبهه‌های جنوب؛ یادنامه‌یِِ سربازی که به میثاقِ خود وفا کرد


مصطفی حاج‌صفری؛ نان‌آوری که جان را در سفره‌یِ وطن گذاشت


وداعِ ابدی در روزهایِ پایانی جنگ؛ قصهِ‌ سیدِ گمنامِ شازند


پاسدارِ حریمِ خانواده؛ روایتی از زندگی و شهادتِ خسرو جیریایی شراهی


سربازی که به جایِ مدرسه، درسِ ایثار را در مکتبِ زندگی آموخت


۳۰ سال انتظار برای یک پیکر؛ قصه بازگشت شهید مرتضی ایزدی


از شانق تا شرهانی؛ روایتی از سربازی که عرقِ جبین را با خونِ شهید پیوند زد


آهنگران تا شرهانی؛ روایتی از کوچِ غریبانه علی‌اصغر


در آستانه‌ی صلح، در میانه‌ی آتش؛ قصه‌ی مردی که به خانه برنگشت


پنج‌شنبه‌های هستیجان؛ زمزمه‌های مادری که هنوز چشم به راه است


سربازی که در آتشِ «تنگه ابوقریب» جاودانه شد و بازنگشت

 

 

 

 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه